قصه کودکانه ی کوتاه باغچه ی مادربزرگ style>#Header-WS{background:url('http://uupload.ir/files/kvdc_وبلاگ.jpg') no-repeat};
یکی بود یکی نبود.
مادر بزرگ یه باغچه قشنگ داشت که پراز گلهای رنگارنگ بود.
 
 
 
ازهمه ی گل ها زیباتر گل رز بود.
داستان کودکانه
البته اون به خاطر زیباییش مغرور شده بود و با بقیه گل ها بدرفتاری می کرد.
 
  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_
 
 
یک روز دوتا دختر کوچولو وشیطون که نوه های مادربزرگ بودند به سمت باغچه آمدند.
یکی ازآن ها دستش رابه سمت گل رز برد تا آن رابچیند، اما خارهای گل دردستش فرو رفت.
دستش راکشید وباعصبانیت گفت:
اون گل به دردنمی خوره!
آخه پرازخاره.
مادربزرگ نوه ها را صدازد آن ها رفتند.
 
 
*********
 
اما گل رز شروع به گریه کرد.
بقیه ی گل ها با تعجب به او نگاه کردند.
گل رزگفت:
فکرمی کردم خیلی قشگم اما من پراز خارم!
 
 
 
 
بنفشه بامهربانی گفت:
 
تونباید به زیباییت مغرور می شدی.
الان هم ناراحت نباش  چون خداوند برای هرکاری حکمتی دارد.
فایده این خارها اینست که از زیبایی تو مراقبت میکنند وگرنه الان چیده شده وپرپرشده بودی!
گل رز که پی به اشتباهاتش برده بود باشنیدن این حرف خوشحال شد و فهمید که نباید خودش رو با دیگران مقایسه کنه
هر مخلوقی در دنیا یک خوبی هایی داره
بعد همه گل رز قصه ما خندید و با خنده او بقیه گلها هم خندیدند وباغچه پرشداز خنده گلها
 
http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:



تاريخ : شنبه 18 بهمن 1393برچسب:, | 11:42 | نويسنده : خاله نرجس |